پس از نشست روحانی، پوتین و اردوغان در تاریخ جمعه ۷ سپتامبر در تهران، ایران به کردهای ایران و عراق حمله کرد و سوریه و روسیه نیز حملات خود را به ادلب تشدید کردند. سپس پوتین و اردوغان در ملاقاتشان در سوچی به توافقی جامع رسیدند که رسما از سوی سوریه و ایران نیز تایید شد. توافقی که آینده ی هولناکی را برای مبارزات ترقی خواه کل منطقه خاورمیانه رقم می زند.

پیامدهای اجلاس تهران  

در روز 8 سپتامبر،  پس از پایان نشست روحانی،  پوتین و اردوغان در تهران،   دولت ایران سه زندانی سیاسی کرد،  رامین حسین پناهی،  زانیار مرادی و لقمان مرادی را  اعدام کرد.  در همان روز سپاه پاسداران با موشک های زمین به زمین،  مقر فرماندهی و اردوگاه آموزشی حزب دموکراتیک کردستان و حزب دموکراتیک کردستان ایران را هنگام نشست شورای رهبری این احزاب در شهر کوی سنجق عراق هدف قرار داد.  در این حمله موشکی دست کم 14 نفر کشته و 30 نفر مجروح شدند.  سپس  در روز دوشنبه،   یک زندانی سیاسی کرد دیگر به نام کمال احمد نژاد در زندان میاندوآب اعدام شد.

همچنین روز بعد  از اتمام  نشست روحانی،  پوتین و اردوغان،  جنگنده های  روسیه و سوریه حملات هوایی خود به استان ادلب در سوریه را تشدید کردند.  باری دیگر بمب های بشکه ای خود را بر سر مردم بیگناه و غیر نظامی ریختند و تحت نام مقابله با تروریسم  درمانگاه  ها  را بمباران کردند.    ایران نیز با کمک های نظامی و مالی به رژیم اسد  و حضور سپاه پاسداران و شبه نظامیانش در سوریه  یکی از عاملان این جنایت ها بوده.

ترکیه   مخالف  حملات گسترده به ادلب است چون آمادگی  پذیرش میلیون ها آواره سوری  را ندارد و از سال 2016 مرزهای خود را به روی پناهندگان سوری بسته.  ترکیه همچنین از  نیرو های نظامی تحت حمایت خود در ادلب   برای حمله به کردها استفاده می کند.

توافق سوچی

لذا اردوغان و پوتین  در تاریخ 17 سپتامبر  در سوچی،  ملاقات دیگری داشتند،  به توافقی رسیدند و پس از  دریافت  تایید ایران و سوریه،   نتایج این توافق را آشکار کردند.   پوتین و اردوغان اعلام کردند  که یک منطقه  “غیر نظامی” حائل به وسعت 15 تا 20 کیلومتر در شمال  استان ادلب میان منطقه تحت کنترل نیروهای ارتش سوریه و  منطقه تحت کنترل شبه نظامیان مسلح که از سوی ترکیه حمایت می شوند ایجاد خواهد شد و کنترل آن با نظامیان ترکیه و روسیه خواهد بود.  گروه تحریر الشام (القاعده)  از منطقه  بیرون رانده خواهد شد.  اما دیگر گروه های بنیاد گرای مذهبی و اپوزیسیون مسلح تحت حمایت ترکیه  در آنجا خواهند ماند و سلاح های خود را حفظ خواهند کرد.

ترکیه قصد دارد  نفوذش را در مناطق تحت کنترل خود حفظ کند ،  از یک سو حملاتش علیه کردها را افزایش دهد  و از سویی دیگر  آوارگان عرب فراری از رژیم اسد را جایگزین کردهای ساکن شمال سوریه کند یا دست کم ترکیب جمعیتی منطقه شمال سوریه را تا حدی تغییر دهد.

از مبارزات نیروهای ترقی خواه  و انقلابی عرب و کرد در منطقه حمایت کنیم

ادلب  جمعیتی سه میلیونی دارد که نیمی از آنان آواره اند.  این آوارگان  پس از فرار از  حملات مرگبار و محاصره های رژیم اسد  ناگزیر شده اند از دیگر مناطق سوریه  به این استان بگریزند.  اگرچه گروه جهادی تحریر الشام  با  بیش از ده هزار جنگجو و همچنین دیگر گروه های بنیاد گرای مذهبی مانند احرارالشام  که از سوی ترکیه حمایت می شوند،    بر ادلب حکم می رانند،   اکثریت ساکنان ادلب مخالفت خود را با  گروه های جهادی و سلفی ابراز کرده اند.  آنها  از موضعی دموکراسی خواه  با رژیم اسد مخالفت می ورزند. هم از سوی رژیم اسد مورد حمله قرار می گیرند و  هم از سوی بنیاد گرایان مذهبی.

در تظاهرات مردمی  که در دو هفته نخست ماه سپتامبر  در سراسر ادلب رخ داد و در  22 سپتامبر نیز تکرار شد،   حضور مردم غیر نظامی و مستقل از تحریر الشام و احرار الشام  بسیار پررنگ تر  از طرفداران  گروه های بنیاد گرای مذهبی بود.  در شهر معره النعمان بیش از  25000 نفر گرد هم آمدند و شعار دادند:  “ما می خواهیم این پیام را به جهانیان بفرستیم که ما تنها مردمی ستم دیده ایم که آزادی می خواهیم.”  “هدف ما براندازی رژیم اسد و پایان دادن به حملات روسیه است.”  “این یک انقلاب مردمی است و نه تروریسم.”

اگرچه دولت رجب طیب اردوغان  داعیه حمایت از مردم سوریه و مخالف با رژیم اسد  را دارد و از این رو توانسته در میان جمعیت ادلب حامیان بسیاری بیابد،  هدف اردوغان نه مخالفت با رژیم جنایتکار  اسد که  نگه داشتن  پناهجویان سوری در “منطقه غیر نظامی”   و استفاده از بسیاری از  آنان  برای حمله به کردهای شمال سوریه است.

دولت های ترکیه،  سوریه، ایران و روسیه در مورد مخالفتشان با خود مختاری  کردها اتفاق نظر دارند و حتی در مواردی که همکاری نظامی و سیاسی بین حزب اتحاد دموکراتیک و روسیه وجود داشته است،  هدف روسیه صرفا  استفاده ابزاری از کردها بوده.

آمریکا نیز نه در هیچ زمانی میلی به براندازی رژیم اسد  داشته و نه قصد دخالت نظامی در سوریه برای حمایت از مردم بیگناه را دارد.  اخیرا  آمریکا کمک های مالی اش را به سازمان های غیر دولتی و مدافع حقوق بشر  که در بازسازی سوریه نقش داشتند  قطع کرده است.   هدف آمریکا صرفا مقابله با داعش و کاهش نفوذ ایران بوده است.  به گفته ی نشریه فارن پالیسی،  آمریکا نه فقط از توافق پوتین و اردوغان حمایت می کند بلکه  «اگر پوتین،  اسد و ایران بخواهند راهی برای مدیریت سوریه پیدا کنند،  چه بهتر.  اگر اسرائیلی ها راهی برای همکاری با روس ها پیدا کنند،  چه بهتر.»

(Michael Hirsch. “ How Putin’s Syrian War Is Humbling Trump.”  Foreign Policy,  Sept. 18, 2018)

وظایف  ترقی خواهان  و سوسیالیستهای ایرانی

بر این امر تاکید ورزیم که حملات نظامی  به مردم غیر نظامی بیگناه  از سوی دولت سوریه و   قدرت های منطقه ای و جهانی خود نوعی از تروریسم است.    این حملات  تروریستی همچنین  به رشد نیروهای جهادی / تروریستی  شیعه و سنی کمک  کرده اند.

با دخالت های  نظامی  ایران و روسیه در سوریه و حمایت مالی و نظامی آن  ها از رژیم اسد  و کلیه دخالت های امپریالیستی  قدرت های منطقه ای و جهانی  در سوریه و کل منطقه مخالفت ورزیم.

در ادلب  بین سوری های غیر نظامی و بیگناه و گروه های جهادی تمایز قائل شویم و از مبارزات  سوری های ترقی خواه و دموکراسی خواه علیه  رژیم اسد  و همچنین علیه گروه های بنیاد گرای مذهبی  حمایت کنیم.

همبستگی با  مبارزات کردها  برای خود مختاری و همبستگی با مبارزات مردم ادلب علیه رژیم اسد و نیروهای جهادی و بنیاد گرایان مذهبی  را به یکدیگر پیوند دهیم.

پیوند جدایی ناپذیر  بین نظامی گری و  سرمایه داری را آشکار کنیم.

فریدا آفاری

22 سپتامیر 2018

منبع:  اخبار روز

http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=89024

برای بحثی مفصل تر،  رجوع کنید به این مقاله که به زودی به فارسی ترجمه خواهد شد:

https://www.allianceofmesocialists.org/review-of-rohini-hensmans-indefensible-a-challenge-to-pseudo-anti-imperialism/